محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1822

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نيست . » آنگاه گفتند : « آيا چيزى از آن برداشته اى ؟ » گفت : « به خدا اگر به رعايت خدا نبود آن را پيش شما نمىآوردم . » و بدانستند كه مردى نيك اعتقاد است و گفتند : « كيستى ؟ » گفت : « به شما نمىگويم كه ستايش من گوييد ، به ديگران نيز نمىگويم كه تمجيد من كنند ، خدا را ستايش مىكنم و به ثواب او خشنودم » يكى را فرستادند كه وى را تا پيش يارانش دنبال كرد و معلوم شد كه عامر بن عبد قيس بود . سعيد گويد : سعد مىگفت : « سپاه امين است اگر حرمت جنگاوران بدر نبود مىگفتم كه با وجود فضيلت بدريان بعضى از آنها در غنايمى كه گرفتند دست بردند كه در بارهء اين جماعت ندانستم و نشنيدم » جابر بن عبد الله گويد : به خدايى كه جز او خدايى نيست ، كسى از جنگاوران قادسيه را نديدم كه دنيا و آخرت را با هم خواهد ، سه نفر را متهم كرديم اما امانت و زهدشان را از خلل به دور ديديم : طليحة بن خويلد بود و عمرو بن معديكرب و قيس بن مكشوح . قيس عجلى گويد : وقتى شمشير خسرو و كمربند و زيور وى را پيش عمر آوردند گفت : « كسانى كه اين را تسليم كرده‌اند مؤتمن بوده‌اند » على گفت : « تو خويشتن دارى ، رعيت نيز خويشتندار شده » شعبى نيز گويد : عمر وقتى سلاح خسرو را بديد گفت : « كسانى كه اين را تسليم كرده‌اند مؤتمن بوده‌اند . »